تا به كجا مي كشيم خوب من؟!

تا به كجا مي كشانيم‌!!!

با همه  بي سرو سامانيم ،باز به دنبال پريشانيم

طاقت فرسودگيم هيچ نيست ، در پي ويران شدني آنيم

آمده ام بلكه نگاهم كني ،عاشق آن لحضه طوفانيم

دلخوش گرماي كسي نيستم ،آمده ام تا تو مرا بسوزانيم

آمده ام با عطش سال ها ، تا تو كمي عشق بنوشانيم

ماهي برگشته زدريا شدم ، تا تو بگيري و بميرانيم

خوب ترين حادثه ميدانمت،خوب ترين حادثه مي دانيم؟!

حرف بزن ابر مرا باز كن ، دير زمانيست كه بارانيم

حرف بزن ، حرف بزن ، سال هاست تشنه يك صحبت طولانيم

تا به كجا مي كشيم خوب من ، تا نكشاني به پريشانيم...

لب خاموش

/ 36 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشين

سلام دوست خوبم من اپم بدو تا دير نشده

محمود

سلام دوست عزیز...خلوت خیال به روز شد

شيرين

آب از دیار دریا با مهر مادرانه آهنگ خاک می کرد. بر گِرد خاک می گشت گرد ملا او را از چهره پاک می کرد. از خاکیان ندانم ساحل به او چه می گفت کان موج نز پرورد سر را به سنگ می زد خود ا هلاک می کرد!

سپيده دم

با همه آشفتگی زندگيم باز به دنبال توام زندگی خوشحال شدم باز بهت سر زدم

گل سرخ پژمرده . . . .

سلام حاضر شدن و نوشتن شايد برايت سخت باشه اما انتظار برای اومدن و اثری ازت داشتن سختی منه . چرا سر نميزنی؟

مهسا

امروز وبلاگم یک ساله شد یه سال که با کلی اتفاق خوب و بد همراه بود اما به هر حال یک ساله شد همین مهمه ........ ببخشید که با تاخیر اومدم خوشحال می شم تو تولد همراهم باشی

گل سرخ پژمرده . . . .

سلام تو مرا خواندی و بر زلف باد بنشاندی . خواستم همرهی يابم ، دوستی شايدم سنگ صبوری . گفتی بخوان مرا ليک با خاموشی لب ، و من تورا خواندم با صوت درون از نيای فلب .