تنها ترين مردم به دوشم کوله باره غم
از غمها لبريزم
کوه صبور شانه ام از بار غمها خم
من قصه ي دردم . تنها ي شبگردم
تنها دو دست مهربان تو پناه من
چشمان تو تنها چراغ کوره راه من
تنها تو ماندي از همه دنيا براي من
آن شانه هاي نازک تو تکيه گاه من
تنها تو هستي در تمام لحظه هاي من
تنها تو ماندي جز خداي من براي من
آه اي هستي من . شور مستي من
بر چين اشک مرا برچين
هستي مي گذرد . مستي مي گذرد
بنشين پيش دلم . بنشين
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از ازل خواند زجر و غم با تو . نقش تقدير است
خود تو مي داني . با تو مي مانم . بي تو مي ميرم

 

/ 0 نظر / 25 بازدید