سفر...

هنوز در سفرِ گم شدن ، دیاری هست
برای گوشه گرفتن ، کنارِ یاری هست
همه هوای کوهم مرا چه می بندی
سزای صحبتِ دیوانگان ، دیاری هست

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سراب

سفر يه شعره سفر يه قصه است .... سفر رهايی از فصل غصه است .... ان شاالله خوش و سلامت برگردی .

فقط عشق

وبلاگت عالی بود در ضمن من از يک قسمت از وبلاگت مطلب برداشتم (عکس) اميدوارم که ناراحت نشی

نيما

امير جان وبلاگ بسيار زيبايی داری. اميد وارم که بتونم دوست خوبی برای شما باشم. البته اگه شما مايل باشيد. لينک شما در وبلاگ من هست البته يک بار ديديش. اين هم وبلاگ جديد منه. در ضمن در مورد شعر زيبا شما نظر حافظ چنینه: راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست فرصت شمر طریقه رندی که این نشان چون گنج راه بر همه کس آشکاره نیست ما را از منع عقل مترسان و می بیار کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست او را با چشم پاک توان دید چون هلال هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست از چشم خود بپرس که ما را که می کشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

صلیب نقره ای

سلام عزيزم......مرسی سرزديد..خوشحال کرد..اميدوارهميشه شادواسمونی باش..وسفرتون رنگ عشق داشت باش..توخيلی مهربانی...

تنها

من وب لاگ شما رو به پيوندهای خودم اضافه کردم

بهار پاييزی

سلام...ممنون که خبرم کردی................بايد بگم خيلی زيبا بود..............موفق باشيد.........يا حق

مریم

کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید ..عشق،غرور،دروغ ...که انسان در عشق از روی غرور دروغ بگوید. عالی بود موفق باشید....مریم

گلاره

سلام اقا امير گل . خوبين؟ شعر خيلی قشنگی بود . از سروده های خودتون بود ؟ موفق باشين بای تا های

کامران

سلام وبلاگ قشنگی داريد ممنون ميشم به وب من هم سر بزنيد و نظر بدد .و اگر ميتونيد وب منو رو به وب خودتون پيوند بزنيد