/ 2 نظر / 8 بازدید
گل سرخ پژمرده . . . .

سلام راز کوتاه خطوط چهره ام را در آئینه ی دستانت مینگرم و چه میبینم که بر من تاریخی گذشت ناباورانه و بدون هیچ توقفی آه هم چاره ی درد من نیست پس بتماشای راز هر خطی مینشینم

خاله ریزه

آخی...نازی چقدر لطیف بود: فالم را...نه! دستم را بگیر! ................................ یاد یه ترانه افتادم از بابک رهنما: دست من و بگیر حس من و بفهم آشنایی با تو کار خدا بود.... .... شاد باشی یاحق