.:×:.

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پناهی از دلارامی
 نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارم خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کی هستم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون نگاهی بر نظر گاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی

/ 36 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][زبان][خجالت][قلب] 20

رضا

به لبانت چقدر بوسه زنم سرخ و شاداب . طربناک گردد

خاله ریزه

سلام ما کماکان منتظر به‌روز کردن این‌جاییم[قلب]

نی نی

سلام دوست قدیمی[گل][گل]

نی نی

سلام دوست مهربونم ایشالا سعی میکنم هر روز این داستان رو بنویسم اگه کم و کاستی در نقل داستان میبینی حتما بهم بگو مرسی[گل][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

گل سرخ پژمرده . . . .

نغمه ی ساز من ازنغمه نشان میگیرد نغمه خوان دلم نغمه چه جان میگیرد

خاله ریزه

سلام معلوم هست كجايي؟ بروز كن اين‌جا را پليييييييز[نیشخند]

آب حیات

چرا به روز نمی کنید؟؟ سه ماه پیش بوده ها...

اسمر

خیلی زیبا بود ...

اسمر

صدايت مي كنم امشب... من از عمق دلم بنگر ... جوابم ده تو نجوا كن ... شود حالم از اين بهتر... صدايت مي كنم بشنو ... كه من بي تو نمي مانم... صدايت مي كنم برگرد... بيا اي عشق نافرجام ... صدايت مي كنم شايد ... شوي يك لحظه مهمانم ... در آن لحظه تو را گويم ... چه اندازه پريشانم... صدايت مي كنم اما... چرا چيزي نمي گويي... از اين قلب پر از حسرت... چرا مهرم نمي جويي... صدايت مي كنم جانا... برس امشب به داد من... تمام خواستن ها را... تو از بر كن به ياد من... صدايت مي كنم از دل... تو هم امشب صدايم كن