معنای این سکوت ...

24cwdiv.jpg

 در انحنای تنهایی خویش... بین ماندن و رفتن ... بین بودن و نبودن ... بین نیاز و استغنا ... بین خاموشی و فریاد ... رفتن را برمی گزینی .

حسی گنگ و نامفهوم با معنایی به وسعت اندوه تورا در بر می گیرد و بغضی خاموش گلویت را می فشارد .میشکنی ،میشکنی و از مرور خاطره ها خیس می شوی .

میدانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی خواهی پوسید . می دانی در چشم این رهگذران غریبه و مهجور خواهی ماند .آری خوب می دانی که از خستگی حرف های بر دل مانده مچاله خواهی شد ... ولی رفتن را بر می گزینی .

می دانی که پشت این حصار های تو در توخالی برای بودن تلاش کنی و باز با این روز مرگی بیهوده بجنگی اما رفتن را بر میگزینی ...

می روی و سکوت پیشه می کنی و آنقدر غرق در این سکوت می شوی که می خواهی سکوتت را فریاد کنی ،با تمام وجودت فریاد کنی ...

پس دوباره باز می گردی ... ولی می دانی آری خوب میدانی که سکوت را نمی توان فریاد زد.

و ای کاش کسی معنای این سکوت را می فهمید .

                                24cwgu8.jpg                     

/ 48 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زيبا

سلام خوبی؟ اول تشکربرای اينکه بهم سر زدی قشنگ می نويسي موفق باشی برای زيستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بداری. باز بهم سر بزن

*دختر آبان*

از پي سكوتي طولاني باز آمده ام بامن حرف بزن ...

مجيد صالحی

سلام و خسته نباشی از اينکه می تونم با وبلاگ شما آشنا بشم و با مطالب تون ارتباط برقرار کنم خيلی خوشحالم خیلی خوبه که یه آدم توی وبلاگش با نظرات و مخاطبان زیادی روبرو بشه چون یکی از پایه های ساختاری ادبیات . نقد درست بر روی اونه .... به من سر بزنيد ياعلی

رضا مهراد

سلام .. خيلی نوشته قشنگی بود .. همه‌ی زخم‌ها شفا می‌يابند بگو آمين! همه‌ی آرزوهای خوشِ آدمی برآورده می‌شوند بگو آمين! و تو پس از برخاستن، برخواهی خاست، تو بايد خاسته بيايی که دوستت می‌دارند، که دريا را به ديدارِ تو می‌آورند، چند صباحی ديگر به آن روز بزرگ نمانده است! فردا، پس‌فردا، همين الآنِ آينه حتی! دعا کن عزيزِ خوبِ خودم ما به آرزوی آدمی ... دعا می‌گوييم تو بگو آمين، بگو ياری برسد، ياوری برسد!

غريبه

سلام ممنون که بهم سر ميزنی شما زيبا مينويسی با نظرات خوشحالم ميکنی آپ کردم خوشال ميشم که بهم سر بزنی

زيبا

سلام چرا نيومدی بهم سر بزنیبا اجازه وبلاگت خيلی قشنگه لينکت می کنم البته با اجازه

ليلی

سلام از اين که بهم سر زدی ممنون وبلاگ زيبايی داری هميشه شاد باشی و پايدار هر وقت دلت واسه يه چند خط شعر تنگ شد ميتونی به هم سر بزنی و منو شاد کنی منتظر حضور مجددت هستم

لیلی

میس گن سکوت سرشار از نگفته هاست.//سکوت یعنی چیزهایی که محرمی براش پیدا نمی کنی. می ذاری هر کسی خودش بفمه. دلیل برای توضیح نمیخوای بیاری. هر کس به قدر فهمش فهمید مدعی را. این بهترین راهه.

نگار

گاهی که سکوت ميکنم احساس ميکنم بلندترين فريادهارا زده ام ... گاهی وقتا شايدم اغلب وقتا سکوت حرفای زيادی داره ... ولی هرکسی زبون سکوت رو نميفهمه ... سکوتم مثل نگاه يه زبون مخصوص داره که فقط آدمايی که با دل سروکار دارند زبونشو می فهمند ... - گاهی حرفهايی که بر زبان جاری نميشوند بسيار مهمتر از حرفهايی هستند که بر زبان جاری ميشوند ـ قشنگ مي نويسی چون فقط نمی نويسی... حرف دل ... سوز دل ... واقعيت رو به تصوير ميکش ... و هميشه گفتم نوشته هايی قشنگ ميشه که صرفا برای شعر يا نثر زيبا شدن نوشته نشه ... و حرفی داشته باشه ... حتی حرف يه دلو داشته باشه ... ولی واقعی باشه ... موفق باشی و پيروز . . در پناه حق ... يا علی .

سرسپرده

حالا ديگر دير است... من نام کوچه هاي بسياري را از ياد برده ام نشاني خانه هاي بسياري را از ياد برده ام و اسامي آسان نزديکترين کسان دريا را چقدر کوچه هاي خلوت بامدادي را خيس گريه رفتم و در غم غروب باز آمدم... مردمان مي فهمند, مردمان ساکت و صبور مي فهمند رازي دارد اين سادگي...