من عشق می ورزم

 

من عشق می ورزم،پس خورشیدم ...

حالا نوبت عاشقی من است

در خوب ترین جای جهان،ایستاده ام

و شجاعانه برای عشق ورزی

از بام آسمان طلوع می کنم ...

خورشیدی هستم

که پرواز پرنده ذهن را

به شعاع محبت خویش ، در آسمان چشم تو نظاره می کنم...

من آیین دیگری نمی شناسم

که احساس مرا به باور  دیگری تبدیل کند .

معبد مقدس دل را می شناسید ؟

جایی که خورشید در حَرَمش میهمان است ؟

آنجا دلی هست و نیازی

همه می دانیم که :

" از صدای سخن عشق نداریم خوش تر یادگاری که در این گنبد دوار بماند..."

عشق می ورزم،پس خورشیدم...

 

/ 1 نظر / 16 بازدید