هرکي نموندش به درک!

دلم ميخواست بازم تو رويه شب تو خواب ميديدمت
مثل گلاي نيلوفر از روي آب ميچيدمت
بازم ميشد با هم ديگه كنار دريا بشينيم
يا بپريم به آسمون آبيه عشق رو ببينيم
دلم ميخواست با هم ديگه تنهايي رو غال بزاريم
دل بكنيم از اين قفس براي هم بال بزاريم
سر بزاريم رو دوش همبراي هم گريه كنيم
با همه مهربون باشيم براي هم گريه كنيم
يه پل رو آبا بزنيم دو رنگي رو دور بزنيم
به مركز عاشق شدن نقطه پرگار بزنيم
بگيم به هم از دل و جون من ميمونم تو هم بمون
نريم سراغ ديگرون پا نزاريم رو قولمون
اگه يكيمون بميره اون يكي آروم نگيره
عاشق بمونه تا كه هست چون كه به عهدش اسيره
يعني اينا خياليه فقط يه قاب خاليه
داشتن تو براي من آرزوي محاليه
كاشكي ميشد كه روياهام رنگ حقيقت بگيرن
تموم درد و غصه ها تو جاي سرد بميرن
كاشكي ميشد كه تا ابد من و تو مال هم باشيم
براي پرواز از قفس پراي بال هم باشيم
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه
هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره
کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک.

/ 0 نظر / 9 بازدید