ديگه نفس درنمياد ...

خسته شدم از اين سکوت از اين روند تکراري
از اين شب سياه درد از اين بيهوده بيداري

خسته شدم خسته ازقاصد روزاي بد
تقويم بي بهار من با جمعه بدون حد

خسته شدم از غيبت حضور هر چي عاشقه
دلم زمين مرده دشت پر از شقايقه

خسته شدم خسته از اين شکوه ي کودکانه ام
تو حسرت گفتن يک شاهبيت عاشقانه ام

خستگي توي دل بياد آيينه تيره تر ميشه
اون وقت ديگه نگاه شب خيره و خيره تر ميشه

يادش به خير گذشته ها بعد ازظهرا تو کوچه ها
زنجيرهارو بباف عمو واسه منو اون بچه ها

حالا گذشته ها رسيد به اين شبو زنجير و من
زخماي خنجر رفيق حقيقت تقديرو من

حالا رسيدم ته خط جمعه من داره مياد
فرهاد فرياد ميزنه ديگه نفس درنمياد

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم دریای آبی

سلآم مهربان... هیچ تکراری در عالم نیست به گمانم... در عجبم کدام دو خلق را دیده ای که مثل هم باشند؟ روند زندگی ما هم یکنواخت نیست... اگر نیک بنگری هرگز آنی نیستی که یک لحظهء پیش بوده ای چه رسد به آنیکه دیروز بوده ای... هر روز جدید یک هدیهء جدیدست از خدا و اگر نیکوتر بگویم هر نفسی که میکشی هدیهء نابی است از خودِ خدا... وقتی او هیچ تکراری در خلائقش ندارد، یقین کن در تو نیز هیچ تکراری نیست... جورِ دیگر اگر ببینی دنیا هم زیباست... فکر به گذشته و آینده انسان را از لذت بردن از لحظه ای که درش هست باز میدارد... گذشته که گذشته و آینده را هم که چه کسی یقین دارد به دیدنش؟ میماند لحظهء حال... دوست مهربا به قول بزرگی: دَم را عشقست... می بنوش خویش را به او بسپار البته ابتدا به او و همراهی هماره اش یقین کن و سپس خود را به او بسپار که خوب پناهگاهی است درین غوغا... یا علی مدد

مهسا

ممنونم از اينکه به من سرزدي.مثل هميشه زيبا نوشتی. عزيزم باعث افتخارم میشی اگه بهم اجازه بدی لينکت کنم.

jassi

و این‌گونه شد که از آن روز به بعد... عشق کور شد و دیوانگی همواره همراه اوست.

نارايانا

خاک بودم آب بودم گِل شدم عالمی گِل کردم آخر دل شدم غیرت حزن احتضار شرم داشت لیلی بی پرده ی محمل شدم نغمه ها دارد مقامات ظهور او غنا ورزید و من سائل شدم همچو اشکم لغزشی آمد به پیش گام اول محرم منزل شدم ( بیدل دهلوی )

سميرا

سلام چطوری ؟ کاری نداره که يه دقه بخواب خستگيت در ميره منتظرم

شيرين

خســتــــــــــــــــــــــــــــــــــــه نباشــــــــــــــــــــی خوبـــــــــــه مــن...

ميثم(سوته دلان)

اينشتاين فيزيكدان و رياضيدان بزرگ معاصر مى گويد: (مذهب من تكريم جوهر اعلاى بى حد و انتهايى است كه در هر جزئى ترين چيزى ، كه ما با عقل ناچيز و ضعيف خود درك مى كنيم ، تجلى مى كند. آنچه من از خدا تصور مى كنم همين علم يقين به وجود يك نيروى عاقله بالاتر از (خيال و قياس و گمان و وهم ) است كه در دنياى بيرون از فهم ما مشهود است ... بايد دانست كه چيزى وجود دارد كه ممكن نيست ما به كنه آن پى بريم و به صورت بالاترين كمالها و خيره كننده ترين جمالها تجلى مى كند. حال آنكه استعدادها و حواس محدود ما جز به درك مقدماتى ترين و ساده ترين صور اين كمال و جمال قادر نيستند. اين دانش و اين حس را بايد در ايمان واقعى جستجو كرد.) آیات نجومی با مطلب جدیدی تحت عنوان شلیک ستارگان، از مجموعه مباحث (شگفتیهای آسمان) منتظر تشریفایی و اخذ نظرات راهگشایتان می باشد.[گل

Parasto

Ziba neveshti.zakhm khordan az ye dost vaghean sakhte.mifahmam.ama to say kon be andazeye hameye badi ha khob bashi