نمی تونم خنده کنم ...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نمی تونم نمی تونم خنده کنم دلم رو از خوشی ها آکنده کنم آخه تنهام آخه تنهام
یه آشنا سنگ صبور یه کس می خوام
دیگه دارم خفه میشم نفس میخوام آخه تنهام آخه تنهام
توی دل صحرا تو عمق دریا پی تو می گشتمو ندیدمت
تو خط کتابت توی تبو تابا پی تو می گشتمو ندیدمت
تااین که دو نستم دنباله تو باید با چشمای دل میگشتم
راه تو خدا جون ساحل امید منه و من دنباله یه ساحل میگشتم
آره دیگه دونستم که تو کس نیستی نفس نییستی نه هوس نیستی همه جا هستی و اینجا نیستی
آره دیگه دونستم که تو کس نیستی نفس نییستی نه هوس نیستی همه جا هستی و اینجا نیستی
رمز امیدی صبح سپیدی عشقو نویدی خدا جون
زنده ی هر دم فقط تویی تو کلید قفل این زندون......

/ 3 نظر / 5 بازدید
fateme

سلاام ممنون که بهم سر زدی...شعر قشنگی بود همدم همه بی کسی ها خدای مهربونه.... راستی بازم منتظرم..خوشحال ميشم نظرت رو بدونم. موفق باشی وخدا نگهدار.

sarab

سلام . بعضی وقتا تنها بودن ارزشش بالا تر از اونی که با کسی تنهايتو پر کنی که لياقتشو نداشته باشه؟

صنم

سلام وبلاگ زیبایی دارید و مطالب خیلی خوب من هم با اون دوست شما هم عقیده هستم که تنهایی خیلی بهتر از اینکه که در کنار کسایی باشی که درکت نمی کنن که نمیدونن چی تو دلت میگذره و اصلا چی میگی ..... امیدوارم که همیشه خوب و سلامت باشید از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم باز هم به کلبه تنهایی شما سرخواهم زد یا حق