زمزمه دلتنگ...

زمزمه دلتنگ

مي شنوي ؟ اين زمزمه دلتنگ از خيالي دور را ؟

نه

اين صداي بم محزون ، اين كسي كه چون من غريب غريبانه بس دلگير مي نالد

نمي دانم شايد از او كه رفت

از او كه رفت و باز نيامد

از دل مشغوليهاي من و تو مي خواند

و شايد از من بي تو سخن ساز مي كند

پس چرا چنين خسته ، دلشكسته ، بسته ؟

تو هم اگر مثل او ياد روزهاي تلخ رفته ات را

تا كرده بود شايد .... شايد همين گونه مي خواندي كه او مي خواند

او كه خاكستر خاطره ها را بر هم مي زند

او كه از قشنگترين ،‌بهترين لحظه هاي رفته

صد سينه سخن دارد

او كه خوانده و مي خواند

آه اي زيباترين

بي تو خاكسترم

پس بيا...

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
ღღღnarsisღღღ

سلام...اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست...او که جانشين تمام نداشته های من است...آرزومند آرزوهای زيبايت*نرگس*بخ کلبه درويشی منم سر بزن

maee

کاش می دیدم چیست!!!!! آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست!! مرسی از اینکه به من سر زدید!موفق باشی....دوست عزیز آپدیت کردم!