/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

نميدانی انسان بودن و ماندن چه دشوار است چه رنجی ميکشد آنکس که انسان است وز احساس سرشار ...

سحر

وقتی که او رفت؛شب بود و تاریک و آنان خواب. اکنون شب تاریک؛و من به جستجوی او که"ای عزیز ،باز آ؛جهان در خواب است؛و ستارگان چشم به ستارگان دوخته اند و هیچ کس نخواهد فهمید که تو لحظه ای اینجا بودی." وقتی که او رفت درختان جوانه بسته بودند و آغاز بهار بود. اکنون گلها به تمامی شکفته اند،و من او را می خوانم"ای عزیز باز آ.کودکان در بازی بی پروای خود گلها را چیده و می پراکنند و اگر تو بیایی و شکوفه ای کوچک برداری هیچ کس نخواهد فهمید." آنان که بازی می کردند همچنان به بازی سرگرمند،چه گشاده دست است این زندگی! به پر گویی آنها گوش می دهم.اگر بیایی و فقط نیم بوسه ای از او بربایی هیچ کس آن را از تو دریغ نخواهد کرد."

بانو

سلام اری اين دو از ازل با هم نساختند . حق با کدام است ؟ اي کاش دوستی انها کمی به من ارامش هديه مي کرد

بانو

راستی آ پ کردم سر بزنيد .لطفا . اجازه ميدهيد لينک تبادل کنيم ؟

نوشين

سلام دوست خوبم من اپم منتظر نظراتت هستم بدو تا دير نشده موفق باشی يا حق

نيلوفر

سلام دوست مهربون منم از همراهی دوستای با شخصيتی مثل شما خوشحال ميشم ببخشيد من هميشه ساده حرفامو ميزنم اميدوارم بد برداشت نشهموفق باشی منم اگه اجازه بديد لينک ميکنم

فاطمه

سلام.سلام. با تبادل لينک موافقی؟راستی اگه سر بزنی خوشحال می شم. نظر يادت نره ها

افشين

سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری با آرزو بهترین ها برای شما ممنون میشم به من هم سر بزنی

سارا

به سلام ديگه به ما سر نمی زنيداااااااا مثه اينکه هنوز تو خواب راه می ری نه؟ بازم سر بزنی خوشحال می شم