
این مردمان را نگاه کن...!می آیند و می آیند و همه یکی فریاد دارند..."یا حسین (ع) "
پيام هاي ديگران ()
لب خاموش
سرمست شد نگارم ،بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش،پیجیده شد زبانش
گه می فتد ازین سو ، گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد ،خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ، ما را ازو مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق ، الله الله ، سرمست شد شهنشه
برجه ، بگیر زلفش ، درکش درین میانش
اندیشه یی که آید در دل ، ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پر زر کنم دهانش
آن روی گلستانش ،وآن بلبل بیانش
وان شیوه هاش یارب ، تا با کی است آنش
این صورتش بهانه ست ،او نور آسمان است
بگذر ز نقش و صورت ، جانش خوش است، جانش
دی را بهار بخشد، شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش
پيام هاي ديگران ()
لب خاموش